تبليغاتX
آزربایجان جنوبی güney azərbaycan - جنبش ملی گرای کرد و تروریسم
avrin.xoy@gmail.com

وقتی سخن از جنبش ملی گرای کرد به میان می آید لاجرم وجهه ی نظامی گری بعنوان جزئی لاینفک خویشتن را می نمایاند و قتل و خون و غارت را تک ثمرهجنبش خویش نشان می دهد. حقیقت تاریخ را نیز گواهی جز این مدعا نیست. شورششیخ عبیدالله را ام الحوادث قرن و خونبارترین رویداد 120 سال اخیر دانسته اند،وحشی گری های سیمکو عنوانی جز اؤز دمیر غارتگر برای وی به همراه نداشت و30000 هزار شهید نیز ثمره جنون آپو – عبدالله اوجالان- است. اما در راه کدامین ایده آل و آرمان و با کدامین سلاح؟

 

انسان کرد فردی بی سواد و عشیره اتی است که با تفنگش در رکاب ارباب عمرسپری می کند. در گذشته ارباب ها و خان ها بر زندگی وناموس این انسان های ساده حکومت می کردند و وقتی که جهان پروسه های جهانی شدن را سپری می کند همانخان ها و ارباب ها به نام رهبر و گروه و سازمان بر سرنوشت این انسان هایبدبخت حکومت می کنند. وقتی کودکی در عائله کرد به دنیا می آید گویی اتوماتیکوار یک نفر بر تعداد یکی از تشکیلات های جهنمی کرد افزون گشت. وی حقانتخاب ندارد شاید این انسان از ترور و تروریسم و قتل وغارت نفرت دارد و بهسراغ اسلحه و تشکیلات نمی رود بلکه این اسلحه و سازمان است که سراغ اینکودک می رود و نگاه عقلانی اش را ایدئولوژی سازمانی تباه می سازد. سخن برمخالفت با سازمانی و تشکیلاتی بودن مبارزات نیست بلکه از چگونگی انتخاب وعضویت در آن است. این کرد نیست که اسلحه را برای آرمان خویش بکار می گیردو ترور را ترجیح می دهد بلکه این تاریخ جنون وار و پر از قتل و غارت که ساختهو پرداخته رهبران فاقد شعور و عقلانیت و هوسران و مجنون خون کرد می باشد،وی را مجبور به انتخاب اسلحه می کند.هر دختر کردی که با مادر قهر می کند و از خانه فراری می شود، سیاسی گشته وپیشمرگی می شود در راه درد ملت بودن بدون آن که خود بداند ناخواسته وی را تبدیل به روبات آدمکشی کرده اند وملعبه دست کدام مجنون شهوت و قدرت گشته است؟ و بادو ماه کلاس تئوریک ، عظمت ناسونالیسم و ملت شدن را تا قتل انسان های بی گناهو تجاوز به خاک وناموس ملی دیگران یائین می آورد و به اصطلاح گریلایی می شوددر راه آزادی ملت و می خواهد این قهرمانی مترسک گونه را در کوه های سر بهفلک کشیده و یا در اردوگاه های وحشتPKK- PJAKبا اشک های پشیمانی جبران کند ولی چنان در چنگال رهبران نفرت و کینه گرفتار آمده است که تنها یک راه دارد مرگ و تبدیل شدن به نردبان ترقی خان ها و ارباب های دیروزی . اگر خان ها دیروز در روستا ها بر زنان و دختران عشیره های کرد به عنوان رعیت به آنها تسلط داشتند امروز به نام آزادی کرد و در

 اردوگاه ها به آنان تجاوز می کنند.وضع برای پسران شاید بدتر از دختران عضو گروه های تروریستی کرد باشد، چراکه دختران عضو این تشکیلات های مخوف تبدیل به منجی مالی تشکیلات های خودشده و با تشکیل باند های فساد و قاچاق فحشا و خود فروشی های سازماندهی شده درسواحل تفریحی کشورهای مختلف به منابع بسیار غنی مالی تشکیلات های کرد بدلمی شوند ولی پسری که فرزند دهم ، یازدهم پدر است و پدر را توان رساندن روزیرسانیش نیست راه اردوگاه های تروریستی را پیش می گیرد. چند جلسه آموزشی و

 تعدادی جزوات از رهبر آپو برای این انسان بی سواد و امل کافی است از ویعنصری سازد که کورکورانه انسان های بی گناه را بکشد و یا برای ثروتمند شدنرهبران تروریستی خود به عنوان حلقه زنجیر باند تجارت مواد مخدر در یکی اززندان ها عمر سپری کند.همین انسان های مسخ شده ، ایدئولوژیک و عقلانیت باخته ای که از کودکی اسلحه بهدستش می دهند باید و می بایدی می شود بر هوشیاری ملت آذربایجان در دفاع ازبودن خویش چرا که نه با منطق و دیالوگ بلکه با اسلحه ای که انسانی را به استثمارکشانده مواجه است و حتی به کودک خود نیز رحم نمی کند.

 

 

 

+ نوشته شده در  86/12/26ساعت 0 قبل از ظهر  توسط اورین  |